راهي كيليكيه شد، چون در 1251، در سومين شوراي سيس حضور يافت؛ ظاهراً در 1258، شاهد سقوط بغداد بود؛ در 1264، به نزد هلاكو دعوت شد و با او مذاكرات متعددي داشت؛ باقي عمرش را در صومعهٴ قديس آندرياس در كالوتچور گذراند؛ در 1271، درگذشت.
پس از 1243، هنگامي كه وارطان در ارمنستان بزرگ بود، موجب شد تاريخ سرياني ميشائيل كبير (وفات: 1199) به ارمني ترجمه شود؛ ممكن است بخشي از ترجمه كار خود او باشد. او بسيار باسواد بود و چندين زبان ميدانست: يوناني، سرياني، فارسي (عربي؟)، عبري، و مغولي. تاريخ جهان
را به زبان ارمني نوشت، كه درواقع بيشتر نوعي تاريخ رويدادها (بسيار مختصر)، از زمان آفرينش تا روزگار شاه هايتون و مرگ قسطنطين اول جاثليق، بورسا (1267)، بود. قسمت اول كتاب بيشتر از تاريخ ميشائيل و بسياري از تاريخهاي ارمني اقتباس شده، كه برخي از آنها اينك، در دست نيست. اين تاريخ از مهمترين آثار نوع خود در ادبيات ارمني به شمار ميرود.
او تفسيرهايي بر كتاب مقدس، مواعظ، و كتابي هم در دستور زبان ارمني نوشت.
مجموعهاي از 144 قصه دربارهٴ جانوران (به نام روباهنامه) بدو منسوب است. جغرافياي ارمني منسوب بدو جعلي است (در آن ذكري از قبر او شده؟)1؛ احتمال دارد كه يكي از شاگردانش آن را تأليف كرده است؛ اين كتاب از لحاظ مطالعهٴ نقاط و اماكن ارمنستان داراي ارزش زيادي است.
استپان اوربليان2
مورخ و حكيم الهي ارمني. در اواسط سدهٴ سيزدهم، در سيونيك (دهكدهاي در حوالي درياچهٴ گوكچَه و نزديكي قراباغ در قفقاز) زاده شد. عمش سمباط و سپس، پدرش دارسائيج در سيونيك رئيس قبيلهٴ اُربليان بودند. در 1280، استپان در صومعهٴ نوراوانخ كشيش شد؛ در 1287، به كيليكيه رفت و با ليون دوم (شاه ارمنستان از 1270 تا 1289)، در سيس ملاقات كرد، و به سمت اسقف اعظم سيونيك منصوب شد. او مورد نفرت پيروانش قرار گرفت و ناچار شد از ارغون (ايلخان از 1284 تا 1291)، بخواهد تا حمايتش كند. در 1304، درگذشت.
اُربليان از قديميترين و مهمترين خاندانهاي ارمني بود؛ بنا به ادعاي استپان اين خاندان پيش از حملهٴ اسكندر به ايران (331 ق م)، در ارمنستان مقيم شده بود، و منشأ آنان از كشوري بود كه به ارمني آن را يناسدان (چين؟) ميناميدند.